درسنامه آموزشی فارسی (2) کلاس یازدهم
درس 18: خوان عدل
این قطعه شعر در «دیوان شرقی گوته» با عنوان «طلسم» آمده است و شاعر در آن متأثر از سعدی و به ویژه دیباچه گلستان وی است و بسیاری از عبارتهای آن گویی ترجمهای از عبارتهای گلستان است./ خوان عدل: اضافهٔ تشبیهی.
شرق از آنِ خداست
غرب از آنِ خداست
و سرزمینهای شمال و جنوب نیز
آسوده در دستان خداست.
قلمرو ادبی: و للِِّه المَشِْرقُ و المَغِربُ فَاَیْنَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ اللهِ... (بقره: 115) / شرق، غرب، شمال، جنوب: مجازاً همه عالم./ بند شعر به صفات حافظ، علیم، ناظر بودن خداوند اشاره دارد./ در دستان خدا بودن: کنایه از تحت فرمان الهی بودن.
قلمرو فکری: تمام جهان از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، مُلک خداوند و تحت فرمان اوست.
اوست که عادل مطلق است،
و خوان عدل خود را بر همگان گسترده
باشد که از میان اَسمای صدگانهاش،
او را به همین نام بستاییم،
آمین!
قلمرو زبانی: مطلق: بیشرط و قید / خوان: سفره یا طَبَقی که در آن، غذا میگذاشتند / باشد: امید است / اَسما: جمعِ اِسم، نامها / بستاییم: ستایش کنیم / آمین: اجابت کن، بپذیر / عبارت: شش جمله / عادل: نقش مسند / خوان: نقش مفعول / عدل: نقش مضافالیه
قلمرو ادبی: خوان و گسترده: تناسب / خوان عدل گستردن: کنایه از عدالت داشتن / خوان عدل: اضافهٔ تشبیهی / عادل و عدل: اشتقاق / صد: نماد و مجاز و اغراق
قلمرو فکری: خداوند، عادلِ بیشرط و قید است و سفرۀ عدالت خود را برای همه پهن کرده است. خدا نامهای بسیاری دارد؛ امید است که او را با صفت «عادل» ستایش کنیم.
اگر فکر و حواسم این جهانی است،
بهرهای والاتر از بهر من نیست
روح را خاک نتواند مبدّل به غبارش سازد،
زیرا هر دم به تلاش است تا که فرا رود.
قلمرو زبانی: حواس: جمعِ حس، حسها / بهره: نصیب، قسمت / از بهر: برای / مبدّل: دگرگون، تغییر داده شده / دم: لحظه / فرارود: بالا برود.
قلمرو ادبی: فکر و حواس: مجاز از کل وجود. / بهر، بهره: جناس ناهمسان اختلافی. / خاک: مجاز از جسم / خاک و غبار - فکر و حواس: تناسب
قلمرو فکری: اگر فکر و حواسم معطوف به این جهان باشد (تفکر مادیگرایانه داشته باشم) بهرهای بالاتر از این دنیا هم نصیب من نمیشود. (فقط دنیا را دارم و از آخرت بیبهرهام.) افکار مادی هیچ بهرهای از معنویت نخواهد برد و روح والای انسانی چون متعالی است، جسم مادی نمیتواند آن را بیارزش سازد.
هر نَفَسی را دو نعمت است:
دم فرو دادن و برآمدنش؛
آن یکی مُمدّ حیات است،
این یکی مُفرِّح ذات؛
قلمرو زبانی: ممد: یاری دهنده./ مفرح: شادی بخش.
قلمرو ادبی: فرودادن و برآمدن: تضاد / حیات و ذات: سجع مطرّف
قلمرو فکری: در هر نفس کشیدن دو نعمت است: دم و بازدم؛ فرو دادهن نَفَس، یاری دهندهٔ زندگی است و بازدم سبب شادی وجود است.
و چنین زیبا، زندگی در هم تنیده است
و تو شکر خدا کن، به هنگام رنج
و شکر او کن، به وقت رَستن از رنج.
قلمرو زبانی: رَستن: نجاتیافتن، رها شدن / تنیده: بافته، بافتهشده
قلمرو ادبی: به هنگام رنج و به وقت رَستن از رنج: تضاد / شکر و رنج: آرایۀ تکرار
قلمرو فکری: زندگی نیز اینگونه زیبا، از رنج و آسایش ساخته شده است. تو خدا را در همه حال، چه در زمان سختی و رنج و چه در زمان آسایش و راحتی شکر کن. مفهوم: رضا و خرسندی و تسلیم در هنگام بلایا و خوشیها.
بگذار بر پشت زین خود معتبر بمانم
تو در کلبه و خیمهٔ خود باز بمان
بگذار که سرخوش و سرمست به دوردستها روم
و بر فراز سرم هیچ جز اختران نبینم.
قلمرو زبانی: خوش و سرمست به دور دستها روم: خوش: قید./ مست: معطوف به قید.
قلمرو ادبی: پشت زین خود معتبر بمانم. مجازاً سیر و سیاحت./ هیچ اختر بر فراز سرم نبینم: اغراق.
قلمرو فکری: بند اشاره میکند که اعتبار و ارزش در متعالی شدن روح و اوج گرفتن است و آزادگی در سایهٔ روح متعالی به وجود میآید.
او اختران را در آسمان نهاده
تا به برّ و بحر نشانمان باشند
تا نگه به فرازها دوزیم
تا از این ره، لذّت اندوزیم.
قلمرو زبانی: او: منظور خداوند / اختران: جمعِ اختر، ستارگان / بر: خشکی، بیابان / بحر: دریا / فراز: بالا، بلندی / اندوزیم: ذخیره و کنیم.جمع
قلمرو ادبی: برّ و بحر: تضاد و مجازاً کل عالم. / علّت آفرینش ستارگان، هدایت و لذّت انسان باشد: حُسن تعلیل / نگاه دوزیم: کنایه از خیره شدن / اختر و آسمان: تناسب / دوزیم و اندوزیم: سجع مطرّف / تلمیح به آیۀ «وَ هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ»
قلمرو فکری: جهان آفرینش مجموعهای از نشانههای خداوند است تا وقتی به آیات او مینگریم، عظمت او را احساس کنیم. تدبر در نشانههای آفرینش به ما درس توحید و خداشناسی میدهد. 750 آیهٔ قرآنی از پدیدههای طبیعی به عنوان نشانههای خداوند یاد میکنند که یکی از آنها ستارگان است.
دیوان غربی - شرقی، یوهان ولفگانگ گوته
قلمرو زبانی (صفحهٔ 147 کتاب درسی)
1- کاربرد معنایی واژهٔ «دم» را در متن درس بررسی کنید.
در عبارت «زیرا هر دم به تلاش است»، «دَم» در معنای «لحظه و زمان» به کار رفته است؛ اما در عبارت «دَم فرو دادن و برآمدنش» واژهٔ «دَم» در معنای «نفس کشیدن» است.
2- در هر یک از گروههای اسمی زیر، هسته و وابستههای آن را مشخّص کنید.
- همین نام
همین: وابسته
نام: هسته
- اسمای صدگانهاش
اسمای: (هسته وابسته از نوع صفت وابسته)
صدگانهاش: (وابسته از نوع مضافالیه)
3- بن ماضی و بن مضارعِ «رَستن» را بنویسید.
بن ماضی: رَست
بن مضارع: رَه
4- برای هر یک از فعلهای زیر، نمونهای از متن درس بیابید.
- مضارع اخباری: نتواند
- ماضی نقلی: درهم تنیده است
- مضارع التزامی: بستانیم- بمانم
قلمرو ادبی (صفحهٔ 147 کتاب درسی)
1- کدام بند از این سروده، بیانگر تأثیرپذیری «گوته» از سبک سعدی است؟ دلیل خود را بنویسید.
بند چهارم شعر که دقیقاً برگرفته از مقدمهٔ کتاب گلستان سعدی است. آنجا که سعدی میگوید «پس در هر نَفَسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب و...» مفهوم عیناً و دقیقاً از کلام سعدی است و نوعی سجع را به همراه دارد.
2- با توجّه به متن درس، جدول زیر را کامل کنید.
| آرایهٔ ادبی | نمونه | مفهوم |
|---|---|---|
| مجاز | زین - بَرّ و بَحر - سر | اسب - همهجا - کل وجود |
| کنایه | غبار ساختن روح | بیارزش کردن و از بین بردن روح |
قلمرو فکری (صفحهٔ 148 کتاب درسی)
1- بند نخست درس، یادآور کدام صفات خداوند است؟
مالک بودن خداوند بر همهٔ هستی (رَبُّ المشرقین و رَبُّ المغربین)، قادر بودن خداوند.
2- گوته، شیفته و دلبستهٔ شعر و اندیشهٔ حافظ بود؛ او متن زیر را نیز به تأثیرپذیری از حافظ سروده است:
«مگر نه راهنمای ما هر شامگاهان با صدای دلکش، بیتی چند از غزلهای شورانگیز تو را میخواند تا اختران آسمان را بیدار کند و ره زنان کوه و دشت را بترساند؟»
الف) کدام قسمت از متن درس با سرودهٔ بالا ارتباط معنایی دارد؟
ب) بیتی از حافظ بیابید که با سرودهٔ بالا مناسبت داشته باشد؟
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آ، ای کوکب هدایت
3- این بخش از سرودهٔ گوته، بیان گر چه دیدگاهی است؟
و تو شکر خدا کن، به هنگام رنج
و شکر او کن، به وقت رَستن از رنج.
بیانگر این دیدگاه عرفانی است که «از دوست هر چه رسد نیکوست» انسان عارف میبایست در همه حال، چه در آسایش و چه در رنج، خدا را شکرگزار باشد و خود را تسلیم امر او کند.
4- کدام بخش از سرودهٔ گوته، با متن زیر هم نواست؟
در کویر، بیرون از دیوار خانه، پشت حصار ده، دیگر هیچ نیست. صحرای بیکرانهٔ عدم است ... راه، تنها به سوی آسمان باز است. آسمان، کشور سبز آرزوها، چشمهٔ موّاج و زلال نوازشها، امیدها و ... . (علی شریعتی)
با بند پنجم: بگذار که سرخوش و مست به دور دستها روم/ و بر فراز سرم هیچ جز اختران آسمان نبینم.
درک و دریافت (صفحهٔ 154 کتاب درسی)
1- این متن داستانی را از نظر زاویهٔ دید بررسی کنید.
همان طور که میدانید زاویهٔ دید یا روایت داستان بر دوگونه است: راوی «اوّل شخص» و راوی «سوم شخص یا دانای کل». این متن داستانی از روایت سوم شخص استفاده کرده است؛ یعنی نویسنده خارج از داستان و ماجرای آن قرار دارد و خودش از شخصیتهای داستان نیست، بلکه گویی در بلندایی ایستاده و آنچه را که مشاهده نموده برای ما گزارش کرده است.
2- کدام خصلتهای درونی، عامل مهم در رشد و پیشرفت آذرباد بود؟
شجاعت و جسارت - نوجویی - عشق به زندگی متفاوت - امیدواری - متفکّر و اندیشمند بودن - اعتقاد به عظمت روح و اندیشه - کنجکاوی - رسیدن به تکامل - برتری جویی - عدم محدودیت پذیری - حسّ آموختن و یاد گیری.